پست ثابت
نظرات شما مساوی شخصیت شما
پس تو نظر دادن دقت کنید
مدام اقایون میگن خیلی از دخترا ارزو دارن پسر باشن درسته
اخه خوش ب حال پسرا عقل ندارن راحتن.
خخخخخخخخخخ
ورود بیجنبه ها اکیدا ممنوع
نظرات شما مساوی شخصیت شما
پس تو نظر دادن دقت کنید
مدام اقایون میگن خیلی از دخترا ارزو دارن پسر باشن درسته
اخه خوش ب حال پسرا عقل ندارن راحتن.
خخخخخخخخخخ
ورود بیجنبه ها اکیدا ممنوع
ولی بچه ها خیلی هم خوشال نشید ک من بازم اومدم
امروز فقط اومدم بگم وبمو دارم میدم ب یکی از دوستام . ازاین به بعددیگه اون مدیره

اوه اوه بچه ها اونو بگیرین مرد بابا انقد ناراحت نباشین
گه گاهی بهتون میسرم شایدم بعدن یکی دیگه زدم خبرتون میکنم
اخرین سخن از منحرف جونتون
اعتماد به نفس کاذب در پسران:
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما
اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل
را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که
مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
به اميد بهبودي همه پسران
بوی شوم امتحان آید همی /
بوی صفر مهربان آید همی /...
ما زتعلیم و تعلم خسته ایم /
دل به امید تقلب بسته ایم/
ما برای كسب مدرك آمدیم /
نی برای درك مطلب آمدیم/
با توجه ب این موضوع ک امتحانام شورو شده من کم میومدم امکان داره نیام این ی ماه رو
ولی نظراتونو میخونم
1- خود به معنی برداشتی که حمید از خودش دارد .(خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!)
2- خود به معنی برداشتی که دیگران از حمید دارند .(یه آدم مزخرف!!!)
3- خود به معنی برداشتی که دیگران از برداشت حمید نسبت به خودش دارند.(زهی خیال باطل)
4- خود به معنی برداشتی که حمید از برداشت دیگران از حمید دارد . (پیچیده شد من قاط زدم!!)
5- خود به معنی آ ن خودی که نه حمید می شناسد و نه دیگران ولی وجود دارد .(جل الخالق!!!)
حالا ما دونه دونه این موارد و توضیح میدهیم
:
مورد ۱ :حمید خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!اعتماد به نفس خفن!!! فکر می کنه خیلی با مزست !! احساس می کنه خیلی خوش تیپه!! صداش چقدر خوبه!! با عینک آفتابی عکس میگیره ( وای من چقدر خوشگلم!!)دو تا خط شعر بی معنی و مفهوم با قافیه جور می کنه !! (بابا شاعر!!)و.... ( که بقیشو نگم بهتره!!!)
مورد ۲:حالا منی که دارم به این آدم (آدم که چه عرض کنم...!!!) نیگا می کنم !! اولا که خیلی بهش می خندم !!! !!!بعدشم از اینکه واسه وبلاگم سوژه پیدا کردم کلی خوشحال میشم!!
مورد۳:آخی طفلکی !! بذار به روش نیاریم !! بره با خودش حال کنه!!
مورد۴: چقدر همه منو دوست دارن !!! من چقدر آدمه باحالیم!!! چقدر تحویلم میگیرن!!
مورد۵:ها!!!
(قلمراد!!)
حالا من مجبورم دیر به دیر بیام شما ب بزرگی خودتون ببخشید


پسرک
با ناراحتی پرسید: آیا مرا فراموش می کنی؟؟؟؟ دخترک بابغض پاسخ داد: چگونه فراموشت
کنم در حالی که اسم تو پسورد ایمیل من است؟! چشمان
پسر
پر از اشک شد . . . . . . . پسرک سریع به خانه برگشت، ایمیل دختر را دزدید و
با
دوست های او دوست شد!!!!
مرد=خواب+خوراک+کار+درآمد
الاغ=خواب+خوراک+کار
پس:
مرد=الاغ+درآمد
درنتیجه:
مرد-درآمد=الاغ
بابا اینا ک دخترارم گذاشتن جیب بقلشون
منو دوستام چارتایی تاحالا اینجوری عکس نگرفتیم ک اینا گرفتن
میگی ن ادامه مطلب رو سیاحت کن
من عاااااااااااااااااااااشق مدرسه ام![]()
درسام سنگينه برا همين کم ميام اينترنت
ولي بازم سعي ميکنم بيام![]()
بعضی دوستان میگن پسرها همه مثه هم نیستند و من در پاسخ بهشون میگم :
99 درصدازمردها هستند که باعث بدنامی 1 درصد باقیمانده میشوند
نمیدونم تا حالا دقت کردین یا نه ولی یه چیز جالب اینه که : پسرها هرچقدر هم با هم فرق داشته باشند بازم تو یه چیزی مشترک اند.... اونم اینه که همشون میگن که با بقیه فرق دارن
1.چرا
پسر ها وجدان پاکی دارند؟
چون
معمولا از آن استفاده نمی کنند!
ـ2
وضعیت تحمل ناپذیر چیست؟
چند
پسر در یک اتاق!
ـ3
شباهت پسر ها به پیام بازرگانی چیست؟
شما
نمی توانید یک کلمه از حرف های آن ها را باور کنید، و هیچ چیز بیش از شصت ثانیه
دوام نمی
آورد!
4ـ
برای درست کردن پاپ کرن چند پسر لازم است؟
سه
تا:یکی ماهی تابه را روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا
گرما به تمام سطح
ماهی
تابه برسد!
ـ5
پسر ها لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
کثیف
و کثیف تر اما قابل پوشیدن!
6ـ
چرا پسرها عجیب اند؟
چون
تنها یک پسر میتواند ماشینی ۲ میلیون تومانی بخرد و سیستم صوتی ۴ میلیون تومانی روی آن ن
صب کند
صبحگاه:
فرمانده:
پس این سربازهها (بجای واژه سرباز برای خانم ها
باید بگوییم
سربازه !) کجان؟
معاون: قربان
همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح
همه بیدار میشوند
...
سلام سارا جان
سلام نازنین،
صبحت بخیر
عزیزم صبح
قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه
جان
ماندانا جون،
وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی
...
صبحانه:
وا... آقای
فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو
میده؟
بچهها، من
این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده،
پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
بعد از
صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه
)
فرمانده: همه
سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه،
لباسامون خاکی میشه
...
آره، تازه
پاره هم میشه
...
وای وای خاک
میره تو دهنمون
...
من پسر خواهرم
انگلیسه میگه اونجا
...
ناهار:
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه
هم کم داره
فکر کنم سبزی
اش نپخته باشه
من که نمیخورم،
دل درد میگیرم
من هم همینطور
چون جوش میزنم
فرمانده: پس
بفرمایید خودتون آشپزی کنید
!
بله؟ مگه ما
اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا
درست کن
والا، من
توخونه واسه شوهرم غذا درست نمیکنم، حالا واسه تو
...
چون کسی گرسنه
نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد
بعد از ناهار:
فرمانده: کجان
اینا؟
معاون: رفتن
حمام
....
فرمانده با
لگد درب حمام را باز میکند و داد میکشد، اما صدای داد او در میان
جیغ سربازهها
گم میشود
...
هوووو.... بی
شعور
مگه خودت
خواهر مادر نداری
...
بی آبرو گمشو
بیرون
...
وای نامحرم
...
کثافت حمال
...
(کل خانم ها
به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی
گشاده ایستاده
است
!)
بعد از ظهر:
فرمانده: چیه؟
چرا همه نشستید؟
یه دقیقه
اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون
برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی
ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم
.
شب در
آسایشگاه:
یک خانم بدو
بدو میاد پیش فرمانده و با ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده،
از دست ما
ناراحتین؟
فرمانده: بله
بسیار زیاد
!
خب حالا واسه
اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار
از زندان رو
نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید
بخوابید!! الان وقت خوابه
!!
فرمانده میره
تو آسایشگاه:
وا...عجب بی
شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه
دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده:
بلندشید برید بخوابید
!
همه غرغر کنان
رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده:
ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای
پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم
.
آره فری جون؛
صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به
من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی
.
سرباز: آخه
گناه داره، طفلکی
مهشید: ما
اومدیم سربازی یا زندان! عجبا
!!!
بایه
مشت پدربزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن
جمعه تولد رضوانه دوست صمیمیمه
زود تند سریع بهش تبریک بگید
پسری با پدرش در رختخواب
درد ودل می کرد با چشمی پر آب
گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم توی سر
روی دستت باد کردم ای پدر
سن من از 26 افزون شده
دل میان سینه غرق خون شده
هیچکس لیلای این مجنون نشد
همسری از بهر من مفتون نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته
پدرش چون حرف هایش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت
پسرم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه دختر یکی را تور کن
گفت آن دم :پدر محبوب من
ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و چشم پاکم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر دختران
مغز خر خوردم مگر چون دیگران؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با شهین و مهرخ و ایضاً سحر
با سه تا شان رفته بودیم سینما
بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری ، بر گل پری عاشق شدم
او خرم کرد، وانگهی فارغ شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
آزیتای حاج قلی اصغر شله
یک زمانی عاشقش گشتم بله
بعد اوهم یار من آن یاس بود
دختری زیبا و پر احساس بود
بعد از این احساسی پر ادعا
شد رفیق من کمی هم المیرا
بعد او هم عاشق مینا شدم
بعد مینا عاشق تینا شدم
بعد تینا عاشق سارا شدم
بعد سارا عاشق لعیا شدم
پدرش آمد میان حرف او
گفت ساکت شو دیگر فتنه جو
گرچه من هم در زمان بی زنی
روز و شب بودم به فکر یک زنی
لیک جز آنکه بداری مادری
دل نمی دادم به هر جور دختری
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
واقعا ً که پوز بابا را زدی
فقط یه خورده با مشکلات مضاعف همراهه!!! ![]()
پسر بودن یعنی این!!! :
1.پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر
2.پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن
3.پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن
4.پسر بودن یعنی کادو خریدن برای جی اف
5.پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می کنی
6.پسر بودن یعنی پس کی دفتر چه اماده به خدمت میگیری
7.پسر بودن یعنی به زور سیکل داشتن
8.پسر بودن یعنی بابا پس کی میری برام خاستگاری ![]()
9.پسر بودن یعنی مثل خر حمالی کردن ![]()
10.پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد ![]()
مامان : اَه كامران، خفه ميشي؟ يا خفت کنم پسرم ؟!!! :|
هرچی دوست داری ب این پسره بگی بگو تو دلت نمونه...
یعني اعتماد به نفسه این پسرا رو خر داشت الان سلطان جنگل بود
9ـ يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.
10ـ يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت" چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا..
11ـ يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه.
خخخخخخخخخخخخخخ
